خبر های داغ
enarfa
europe-refugee-unhcr-2

بحران پناهجویان و امنیت فرهنگی اروپا

احسـان طاهـری حاجی وند

اندیشکده روابط بین الملل: همزمان با تشدید التهابات سیاسی و نظامی خاورمیانه و برخی مناطق شمال آفریقا همچون سوریه، عراق، فلسطین، اریتره، مالی، گامبیا و سومالی، همچنین وضعیت اقتصادی بغرنج شبه جزیره ی بالکان در جنوب شرق اروپا همچون کشورهای آلبانی، کوزوو، مونته نگرو، بوسنی و هرزگوین و صربستان، به عالوه، برخی مسائل حقوق بشری از جمله نوع آزادی ها و عدم توسعه یافتگی مدنی مناطقی از آسیای جنوبی همچون افغانستان، پاکستان و بنگلادش باعث شده تا سیل عظیمی از مردم آسیب دیده، نیازمند و تحول خواه با مقصد قرار دادن “اروپا” به عنوان بستری برای بنا ساختن کاخ آرزوهای خود، به این منطقه از جهان مهاجرت کنند.

همزمانی این مهاجرت ها و گستردگی حجم آن ها- به گونه ای که در سال ۲۰۱۵ بیش از یک میلیون نفر مهاجر و پناهجو وارد اروپا شده است- هم چنین ابعاد مختلف و اثرگذار سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اقتصادی مختلف این موضوع، به ظهور پدیده ی نوینی در روابط بین الملل منجر شده که از آن با نام “بحران مهاجران” یا “بحران پناهجویان”  نام برده می شود.

فارغ از این که چه تعداد از این مهاجران، درخواست پناهندگی خواهند کرد و فارغ از اینکه کدام کشور نهایتا مامن و ماوای آن ها خواهد شد، باید پذیرفت که اروپا با حجم انبوهی از مهاجرانی روبرو است که با فرهنگ ها و هویت های متفاوتی به سوی آن سرازیر شده اند. طبق آمارهای سازمان بین الملی مهاجرت، در سال ۲۰۱۵ بیش از ۳ هزار و ۷۷۰ مهاجر هنگام عبور از دریای مدیترانه غرق شده اند که بسیاری از آن ها در مسیر بین سواحل شمال آفریقا و ایتالیا و بیش از ۸۰۰ نفر نیز در آب های دریای اژه بین ترکیه و یونان غرق شده اند.

بدیهی است افرادی که این چنین حیات و زندگی خویش را در کف دستان خود گرفته و راهی مسیر صعب العبور مهاجرت شده اند، مطالباتی دارند و به دنبال کسب وضعیت بهتری از آن چه که در آن بوده اند هستند. به شرط ورود مهاجران و استقرار رسمی آن ها در جوامع اروپایی، باید توجه داشت که مهاجران، هویت، خاستگاه و مطالبات فرهنگی شان را نیز با خود به اروپا می آورند و طبیعتا خواهان تحقق حداکثری مطالبات فرهنگی خود که عمدتا متفاوت با فرهنگ حاکم بر اروپا می باشد، هستند. این موضوع در تقابل با ارزش های تمدن اروپایی می تواند سرآغاز بروز و ظهور اختلافات فرهنگی، درگیری های اجتماعی و نهایتا چالش های امنیتی شده و بدین ترتیب اروپا را ناخواسته وارد بحران “امنیت فرهنگی” نماید.

تقابل حقوق فرهنگی پناهجویان و امنیت فرهنگی اروپا را می توان یکی از زمینه های بروز شورش های داخلی آینده ی اروپا دانست که کار بسیاری از کشورهای این قاره ی پهناور را با دشواری روبرو خواهد کرد. در چنین شرایطی چه راهبرد مهم و مشخصی برای برون رفت از این وضعیت وجود خواهد داشت؟ در پاسخ به این سئوال، به نظر می رسد احیاء، اجرا و پایبندی به موازین بین المللی حقوق بشر به ویژه “حقوق فرهنگی بشر” می تواند به عنوان بخشی از میثاق بین المللی مشترک در میان بشر و مفاهمه ی متقابل میان دولت های اروپایی به عنوان حاکمین سرزمین ها و مهاجران که بخشی از شهروندان جدید اروپا هستند، مهم ترین راهبرد به شمار رود.

 پناهجویان از حوزه های تمدنی متفاوت، با فرهنگ ها، آداب و رسوم و جهان بینی های متفاوت، وارد کشورهای اروپایی می شوند، در آن جا سکونت می گزینند و اقدام به ترمیم کانون خانواده ای با شناسه ی ملی و شهروندی جدید خواهند کرد؛ لیکن هرگز هویت آنان دستخوش تغییرات و تحولات نمی گردد

از همین رو، در کنار حق بقای مادی، می بایست حق بقای فرهنگی نیز برای آنان به رسمیت شمرده شود. از سوی دیگر، آنان حق دارند تا بر اساس مقررات دولت میزبان، اقدام به تشکیل مجامع فرهنگی و هویتی خود نمایند و بر همین اساس، باید حق همراهی و شناخته شدن به عنوان عضو جامعه فرهنگی خود نیز برای آنان محفوظ تلقی گردد.

 همچنین آنان حق دارند هویت فرهنگی شان را آشکارا نمایان ساخته و با آن به ادامه ی زندگی بپردازند و طبیعتا حق بر حفظ هویت فرهنگی در این راستا یک ضرورت اساسی است. آنان حق خواهند داشت تا به میراث فرهنگی مادی و معنوی خویش بر اساس مقررات دولت میزبان، دسترسی داشته و از عواید فرهنگی آن بهره مند باشند و بر این اساس باید حق دسترسی به میراث فرهنگی مادی و معنوی پناهجویان را به رسمیت شناخت.

حق انتخاب مذهب و عمل به آن که از مهم ترین مطالبات پناهجوبان اروپا خواهد بود شاید بزرگترین چالش پیش روی دولت های میزبان باشد. به خصوص با توجه به وضعیت نامطلوب حقوق مسلمانان در این کشورها که به ناحق تاوان عملکرد جنبش های رادیکال و سلفی به ظاهر اسلامی است.

 حق انتخاب آموزش و نیاز به نظام آموزشی مطابق با زبان و دین مهاجران، شاید از نخستین مطالبات فرهنگی آنان در بدو بازتشکیل زندگی آن ها در اروپا باشد. همچنین می بایست حق خلق و تولید و استفاده کالاها و خدمات فرهنگی برای آنان محفوظ تلقی گردد تا بتوانند آزادانه آن چه را که می اندیشند بر اساس مقررات استاندارد بین المللی و اصول آزادی بیان و آزادی اطلاعات که همگی از موازین بین المللی حقوق بشر می باشند، به صحنه ی بروز و ظهور و تولید آثار فرهنگی برسانند.

از دیگر سو، حق برخورداری از منافع مادی و معنوی ناشی از فعالیت های فرهنگی و آثار تولیدی مرتبط با فرهنگ و هنر پناهجویان برای آنان مهم و ضروری خواهد بود. حق مشارکت در سیاستهای فرهنگی، آزادی مشارکت در فعالیت های فرهنگی، آزادی پیوستن به جوامع فرهنگی و به طور کلی حق حفظ فرهنگ و هویت فرهنگی برای پناهجویان باید به رسمیت شمرده شود.

 برگزاری آداب و مناسک دینی و مراسمات سنتی و بومی فرهنگ خویش، همچنین انجام مراسم ازدواج به سبک آیین خود، برگزاری مراسمات سوگواری و تشییع و تدفین اموات آن ها و… همگی از مطالباتی است که بخشی از فرهنگ آورده ی آنان است و طبیعتا بخشی از هویت آنان را نیز تشکیل می دهد.

 تنها در این صورت است که می توان انتظار نوعی همزیستی فرهنگی مسالمت آمیز میان پناهجویان و شهروندان اروپایی و دولت های میزبان آن ها را داشت. پناهجویان رنج و سختی فراوانی را برای رسیدن به سرزمین رویاهای خودساخته ی خویش- یعنی اروپا- تحمل کرده و غم دوری از میهن و خاک مادری، همواره فشارهای روزمره و دائمی را بر آنان وارد خواهد کرد. در چنین حالتی تنها آورده و همراه همیشگی آنان در غربت و دوری، امید و آرمان و از آن مهم تر فرهنگ و هویت آنان است که هرگونه خدشه ای به آن می تواند در حکم انداختن جرقه ای در باروت احساسات مشترک فرهنگی و هویتی در میان تجمع پناهجویان در هر شهر و محله ای باشد.

در این راستا لایحه ی جهانی حقوق بشر اعم از اعلامیه ی جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کنار سایر اسناد بین المللی همواره بر حفظ حق فرهنگی نوع بشر- فارغ از پناهجو بودن یا نبودن آنان تاکید کرده است. گرچه که حقوق فرهنگی بشر در مقایسه با سایر انواع حقوق بشری همواره مغفول و نادیده انگاشته شده اما این موضوع هرگز نافی نیاز اصیل و گسترده بشر به این دسته از حقوق نیست.

 اروپا تنها در صورت احیاء گفتمان پایبندی به موازین بین المللی حقوق بشر به ویژه در بخش های مورد غفلت واقع شده‌ی آن- همچون حقوق فرهنگی بشر- و اجرا و پایبندی به آن ها است که می تواند زمینه ی همزیستی مسالمت آمیز مردم و پناهجویان را در سرزمین های خود فراهم آورد. دولت های اروپایی تنها با پرهیز از ترس ناشی از اجرای حقوق فرهنگی بشر و تمسک به موازین بین المللی در مورد حقوق فرهنگی انسان ها است که می توانند از شورش های اجتماعی آسیب رسان و یا جدایی طلب جلوگیری کرده و از سوی دیگر، امنیت فرهنگی خود را در تقابل با هویت و فرهنگ های وارداتی حفظ و مصون دارد.

 این موضوع در مورد کشورهایی که به پذیرش پناهجویان احتیاج دارند- همچون آلمان- بسیار ضروری تر به نظر می‌رسد. در هر صورت به نظر الزم می رسد که اتحادیه ی اروپا می بایست در کنار بررسی های سیاسی و اقتصادی، بحران پناهجویان را از بعد فرهنگی نیز بیش از پیش مورد توجه قرار داده و ضمن اعلام رسمی پایبندی به حقوق فرهنگی بشر، به سازمان های بین المللی مرتبط با این دسته از حقوق بشر نیز کمک نماید تا مبانی “حقوق فرهنگی بشر” و مصادیق آن تدوین شده و مورد تکمیل نهایی قرار گیرد.

درباره سیدعبد المجید زواری

مدیر اندیشکده روابط بین الملل، مدیر موسسه مطالعاتی احیا صنایع نرم ، مدرس دانشگاه آزاد ، دانشجوی دکتری روابط بین الملل، روزنامه نگار و تحلیل گر مسایل بین الملل zavari@irtt.ir

دیدگاهتان را ثبت کنید

bigtheme